اگر عشقت نبود از غم خبر بود؟
دل خون گشته یا چشمان تر بود؟
اگر عشقت نبود ، این دیده من
چنین مشتاق دیدن ، یک نظر بود؟
اگر عشقت نبود ، این جان مشتاق
پی دیدار تو ، فکر سفر بود؟
اگر عشقت نبود ، در جاده عمر
کسی با من در اینجا همسفر بود؟
اگر عشقت نبود ، باور کن این را
دلم آواره در شهر ، دربدر بود
اگر عشقت نبود ، این عمر کوتاه
پر از تکرار، پر غم ، بی ثمر بود
اگر عشقت نبود ، روز و شب من
ملال آور همیشه بی خطر بود
"سها" شاد از غم عشق تو پرسد:
اگر عشقت نبود ، از من اثر بود؟
* الهام گرفته از شعر((از غم خبری نبود اگر عشق نبود)) شادروان قیصر امین پور آینه های ناگهان
نوشته شده توسط دولاب نت در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 13:52 | لینک ثابت |

